دبستان پسرانه پژوهان جهانشهر
1405/05/02 جمعه 02 مرداد 1405
درخت تو گر بار دانش بگیرد | به زیر آوری چرخ نیلوفری را
هوش هیجانی
1403/04/05
آریا کریم نژاد
123
هوش هیجانی

هوش هیجانی (هوش عاطفی)

 

شاید بتوان گفت:ذهن انسان با دو ویژگی "تفکر" و "احساس" به ارزیابی واقعیتها پرداخته و نسبت به آنها واکنش نشان میدهد.به بیان دیگر، ذهن به کمک "تفکر" به ارزیابی منطقی و به مدد " احساس" به ارزیابی هیجانی واقعیتها میپردازد. این دو نظام، مستقل از یکدیگر بوده ولی در ارتباط تنگاتنگی با یکدیگر عمل میکنند. در یک تقسیمبندی ساده میتوان از "تفکر" به عنوان هوش منطقی و از "احساس" به عنوان هوش هیجانی نام برد.

شاید کمتر اصطلاحی را بتوان درحوزه‌ی مدیریت و روانشناسی یافت که به اندازه‌ی هوش هیجانی)هوش عاطفی یا  (EQهم‌زمان از یک سو مفاهیم ارزشمند و عمیق را در خود جای داده و از سوی دیگر، به صورت گسترده در قالب حرف‌ها و توصیه‌ها و ادعاهای غیرعلمی، رواج یافته و تکثیر شده باشد.

ما در مفهوم هوش هیجانی می‌کوشیم با استناد و استفاده از مقاله‌ها و تحقیقات معتبر، ضمن تلاش برای حفظ سطح علمی مطالب، تا حد امکان مباحث زیرمجموعه‌ی هوش هیجانی را به شکلی کاربردی و قابل استفاده،ارائه کنیم.

تاریخچه هوش هیجانی

اگر منظورمان صرفاً توجه به نقش و اهمیت هیجان و احساسات در رفتار و تصمیم گیری باشد، باید بگوییم که هوش هیجانی چند هزار سال (حداقل در حد یونان باستان) قدمت دارد.

طی یک قرن اخیر هم، در زمینه‌ی هیجانات و نمایش آن‌ها در قالب زبان بدن و چهره و رفتار، و نیز پاسخ‌های هیجانی بدن انسان، مطالعات گسترده‌ای انجام شده که چارلز داروین و پل اکمن از پیشتازان آن بوده‌اند.

نقش احساسات در تصمیم گیری هم، چیزی است که در تحقیقات متعدد، از جمله کارهای دنیل کانمن و همکارانش، مورد مطالعه و بررسی قرار گرفته است.

این را به خوبی می‌دانیم که تأکید همه‌ی بزرگانی که در زمینه‌ی هوش هیجانی کار کرده‌اند، این بوده که افزایش هوش هیجانی عملی است و تلاش و تمرین برای بهبودهوش هیجانی، کاملاً قابل دفاع است.

هوش عاطفی‌( هیجانی ) چیست ؟

برای سال های متمادی تصور بر این بود که IQ  (ضریب هوشی)نماینده میزان موفقیت افراد است. در مدارس معیار اهدای جوایز به دانش آموزان تست هوش بود و حتی بعضی از شرکت ها برای پاداش از تست هوش استفاده می‌کردند. در دهه اخیر محققان در یافتند که IQ تنها شاخص ارزیابی موفقیت یک فرد نیست. آن ها در حال حاضر مشغول تحقیق درباره) EQ  هوش عاطفی یا هیجانی) هستند

درابتدای پیدایش این سازه، روانشناسان بیشتر بر روی جنبه های شناختی همانند حافظه و حل مساله تاکید می کردند . اما خیلی زود دریافتند که جنبه های غیر شناختی مانند عوامل عاطفی و اجتماعی نیز دارای اهمیت زیادی هستند. بعضی پژوهشگران بر این عقیده اند کهIQ   در خوش بینانه ترین حالت 10 الی 25 درصد از واریانس متغیر عملکرد را تبیین می کند.

به این که احساسات شما چیست و چگونه باید از آن ها در جهت تصمیم گیری به نحو احسن استفاده کنید هوش هیجانی یا  EQ گویند.

هوش هیجانی (عاطفی)، توانایی برای مدیریت اضطراب و کنترل تنش ها و انگیزه، امیدواری و خوش بینی در مواجهه با موانع در راه رسیدن به هدف است.هوش هیجانی (عاطفی)،در حقیقت راهی است برای زیرک بودن.

تحقیقات نشان داده است که EQ یا هوش هیجانی عامل مهمی در ایجاد تغییرات اساسی در زندگی است. اگرچه کودکان با سرشت و فطرت گوناگون به دنیا می آیند و چگونگی برخورد آن ها با مسایلی چون برخوردهای اجتماعی، اشتیاق ‌خجالت و غیره متفاوت است، اما هوش هیجانی(عاطفی) به والدین کمک می‌کند تا بر روی قابلیت ها و یا عدم وجود آن ها کار کرده و بنابراین کودکان را برای رویارویی با جامعه بیرونی آماده کنند. برای مثال والدین به جای جلوگیری از برخورد دانش آموز خجالتی با دنیای بیرون،بایدآنها را با چالش های جدیدی مثل دیدار با دوستان جدید و قرار گرفتن در فضاهای تازه روبرو نمایند.گرچه این تشویق نباید به هیچ عنوان دانش آموز را دل زده یا ترسوتر نماید بلکه باید به آن ها تجربه های جدید بیاموزد.مثال دیگری که می توان در این مورد مطرح کرد این است که تحقیقات نشان داده که بچه های کلاس دومی که عصبی بوده و همیشه با مشکل مواجه هستند، شش تا هشت بار بیشتر از بچه های دیگر در معرض ابتلا به خشونت در نوجوانی و ارتکاب جنایت می‌باشند.دخترانی که در سنین راهنمایی از احساسات سردرگم، خستگی و عصبانیت توام با گرسنگی رنج می‌برند، احتمال می‌رود که در سنین نوجوانی دچار اختلالات گوارشی شوند. این بچه ها از احساسات خود و این که اصولا این احساسات چه هستند،بیخبرند. اما اگر در شرایطی قرار بگیرند که بتوانند از هوش عاطفی یا هیجانی خود بهره مند شوند،مسلما به هیچ یک از این موارد دچار نخواهند شد.

نمونه های وجود دارد که باعث عدم استفاده از هوش هیجانی (عاطفی) خواهد شد :

ترس و نگرانی، تصویر منفی از خود، توقعات غیر واقعی از زندگی و سرزنش دیگران بنابراین زمانی که این موانع به وجود می آید و هوش هیجانی (عاطفی) مورد استفاده قرار نمیگیرد، حرکات افراد به سمت موفقیت متوقف می شود.

 پس نتیجه می گیریم که هدف از تقویت هوش هیجانی (عاطفی)، آگاهی از احساسات و تربیت آن ها برای غلبه بر موانع زندگی است.

 هوش هیجانی (عاطفی) شامل 4 مهارت است:

*خود ( Self )

*دیگران (Others  )

*آگاهی (Awareness )

*اقدام ( Action)

که با ترکیب این ها،مؤلفه های بنیادی هوش هیجانی (عاطفی) به دست می آید .

                

خودآگاهی : خودارزیابی، اعتماد به نفس

یک نوع توانایی فردی است برای درک احساسات و حالات خلقی.خودآگاهی به شخص کمک می کند تا همیشه بر افکار و احساسات خود نظر داشته و بنابراین در جهت درک آن ها به فرد کمک می کند

اولین قدم برای افزایش هوش هیجانی،خودآگاهی است. خودآگاهی یعنی شما چه احساسی دارید و چرا دچار آن احساس شده اید. اگرچه ممکن است این کار در بدو امر برای بعضی از افراد مشکل باشد، اما زمانی که فرد شروع به درک خود می کند، می تواند دیگر مهارت های احساسی اش را نیز توسعه دهد و در نهایت به هوش عاطفی بالایی دست یابد.

اگر یک فرد دارای سطح سالم و مناسبی از خودآگاهی باشد، نسبت به نقاط ضعف و قوت خود و این‌که رفتارش چگونه روی دیگران تاثیر خواهد گذاشت نیز مسلط خواهد بود.

خودگردانی یا مدیریت عواطف :خویشتن داری و قابل اعتماد بودن، وجدان سازگاری، انگیزه پیشرفت و ابتکار

مهارتی است که به افراد کمک می کند تا احساسات خود را به صورت مناسب و جامعه پسندانه نشان دهند. به زبان دیگر به فرد درکنترل عصبانیت، ناراحتی و ترس کمک می‌کند.

آگاهی اجتماعی: همدلی، ‌آگاهی سازمانی و انگیزه خدمت

عبارت است از توانایی درک احساسات دیگران و استفاده از احساسات خود در جهت دستیابی به اهداف.

اقدام یا مهارت های اجتماعی :توان تاثیرگذاری، رهبری، مدیریت تعارض ایجاد رابطه و کار گروهی

عبارت است از ارتباط با دیگران در موقعیت های مختلف اجتماعی و در اصل به معنای توانایی ادامه رابطه با توجه به احساسات افراد یا همان ظرفیت اجتماعی است.

 

شخصی که EQ بالایی دارد قادر است به شکلی بالغانه احساسات خود را بروز دهد و در مواقع لزوم، خویشتن‌داری را تمرین کند. چنین فردی به جای سرکوب احساسات خود، آنها را به شکلی کنترل‌شده و محدود بروز می‌دهد.

افرادی که به لحاظ هیجانی باهوش محسوب می‌شوند، خودانگیخته هستند. آنها به سادگی از طریق محرک‌های کم ارزشبرانگیخته نمی‌شوند. این افراد به هنگام بروز ناامیدی عموما خوش‌بین و انعطاف‌پذیر هستند و با یک بلند همتی و جاه‌طلبی درونی، خود را از مهلکه ناامیدی خارج می‌کنند.

اشخاصی که هوش هیجانی بالایی دارند قادرند تا خیلی سریع با هم‌گروهی‌های خود رابطه‌ای برپایه توافق و اعتماد برقرار کنند.

توانایی مراقبت از بدن و به‌خصوص مدیریت استرس که تأثیری باورنکردنی‌ بر سلامت کلی ما دارد، ارتباط نزدیکی با هوش هیجانی دارد. صرفا با آگاهی از وضعیت عاطفی خود و واکنش‌هایمان نسبت به استرس می‌توانیم تا حد زیادی آن را کنترل کنیم.

هوش هیجانی علاوه بر اینکه بر نگرش و دیدگاه ما بر زندگی تأثیر می‌گذارد، به کاهش اضطراب، جلوگیری از افسردگی و نوسانات خلق‌وخو نیز کمک می‌کند. سطح بالای هوش هیجانی به‌طور مستقیم با نگرش مثبت و دیدگاه شادتر نسبت به زندگی ارتباط دارد.

هوش هیجانی بالا به ما کمک می‌کند تا در انگیزه ایجاد کردن برای خود قوی‌تر عمل کنیم. این امر موجب جلوگیری از به تعویق انداختن کارها، افزایش اعتماد‌ به‌ نفس و بهبود توانایی‌ تمرکز روی اهداف‌مان می‌شود. همچنین به ما امکان می‌دهد بر ناکامی‌ها غلبه کنیم.

هوش هیجانی مادرزادی نیست، در واقع می‌توان احساسات را کنترل کرد.

 

چند راهکار برای افزایش و کنترل هوش هیجانی:

*احساسات خود را دریابید

وقتی در مورد اینکه چه کار باید انجام بدهیم بیش از حد فکر کنیم و نگران باشیم، به راحتی ارتباط خود را با احساسات‌مان از دست می‌دهیم. به‌جای اینکه حواس‌مان به احساسات‌مان باشد، تصمیم می‌گیریم آنها را نادیده بگیریم و متوجه نیستیم که سرکوب احساسات تنها باعث بدتر شدن وضعیت می‌شود. هرچه بیشتر سعی کنیم احساسات‌مان را نادیده بگیریم، غیر قابل‌کنترل‌تر می‌شوند.
وقتی به یک موضوع واکنش عاطفی نشان می‌دهیم، احتمالا به این دلیل است که مسائل حل‌نشده‌ای داریم. بنابراین دفعه‌ی بعد که احساس کردید احساسات منفی به سراغ‌تان آمده است، آرامش خود را حفظ کنید و به این فکر کنید که چرا این تجربه را دارید. یک نفس عمیق بکشید و احساساتی را که تجربه می‌کنید و دلایل ممکن را بنویسید.
با این روش می‌توانید محرک احساسات خود را شناسایی و برای مقابله با هر یک از آنها راهکار پیدا کنید.

*پاسخ دادن را تمرین کنید، نه واکنش نشان دادن

واکنش نشان دادن یک فرایند ناخودآگاه است تا احساسی را بیان یا سرکوب کنیم، اما پاسخ دادن فرایندی آگاهانه برای توجه کردن به احساسات‌مان و تصمیم‌گیری در مورد نحوه‌ی رفتارمان است.
وقتی از محرک‌های احساسی خود آگاهی بیشتری داشته باشید، می‌توانید به دنبال روش‌های پیشگیری باشید.
مثلا اگر موقع درس خواندن یا آزمون دادن استرس داشته باشید، به‌راحتی عصبانی و نسبت به  سایرین خشمگین می‌شوید؛ به این مواقع توجه کنید و فکر کنید دفعه‌ی بعد که دچار چنین مشکلی شدید چه کار باید بکنید. شاید لازم باشد به مشاورتان بگویید که احساس خوبی ندارید و به سکوت و تنهایی نیاز دارید.

*متواضع باشید
سعی کنید هر چیز را از دیدگاه‌های متفاوت در نظر بگیرید. به‌جای قضاوت کردن در مورد کسی یا چیزی، خودتان را جای آنها بگذارید و سعی کنید به‌جای آنها فکر یا احساس کنید.آیا شما هم همین کار را می‌کردید؟چرا؟ به این ترتیب بیشتر افکار و احساسات دیگران را درک خواهید کرد و به احتمال خیلی زیاد در مورد نحوه‌ی برخورد با مسائل در شرایط مشابه نیز چیزهای جدیدی یاد خواهید گرفت.

در همین کنکور سراسری ما هر ساله دانش آموزانی داریم که باهوش نیستند اما هوش هیجانی خود را بخوبی تقویت کرده اند و به همین دلیل بسیاری از رتبه های زیر صد را از آن خود می کنند.

هوش هیجانی را می‌توان یاد گرفت، اما این یادگیری به زمان نیاز دارد. فراموش نکنید هیچ‌وقت برای یادگیری دیر نیست.فقط به مشاهده و تمرین مستمر نیاز دارید.

 

نویسنده: آقای وحید حسین پور

دیدگاه های ارزشمند شما
مطالب مرتبط
برچسب ها
notification totop